تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۴۴
۰
کد مطلب : ۲۸۰۶۰
پاسخ شجاعی به نامه زرویی‌نصرآباد؛

نگارش«ماه به روایت آه» آرزوی من بود/ رمز این وادی «هیچ مدانی» است

نگارش«ماه به روایت آه» آرزوی من بود/ رمز این وادی «هیچ مدانی» است
چندی قبل ابوالفضل زرویی نصرآباد با نگارش نامه‌ای که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفت؛ جایزه خود در نخستین دوره از جایزه کتاب سال عاشورا (جایزه دعبل خزاعی) را که به دلیل نگارش کتاب «ماه به روایت آه» دریافت کرده بود به سید مهدی شجاعی تقدیم کرد. سید مهدی شجاعی نیز با نگارش نامه‌ای خطاب به زرویی به این اقدام وی پاسخ گفته است. متن این نامه که توسط شجاعی به صورت اختصاصی در اختیار مهر قرار گرفته است به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر برادر همدل و مهربان و رفیق شفیقم حضرت استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد. تبریک صمیمانه و شادمانه ام را به خاطر دریافت تندیس دعبل به حضورتان بپذیرید. شما به حق، شایسته دریافت این تندیس بوده اید و کتاب نورانی «ماه به روایت آه» بهانه ای بایسته برای تقدیم این تندیس. دلیل اعطای تندیس دعبل به محضر شما، آفرینش اثری عاشورایی بوده است که افتخارش در هر دو جهان، از آن شما خواهد بود. و پاسداشت اصلی و ماندگار، آن سوی این جهان خواهد بود. هنیاً لکم. اما من این تندیس فاخر و گرانقدر را – که نماد ادبیات فاخر آئینی و عاشورایی است – به عنوان سرمشق «ادب و خضوع و کرامت و تواضع» از شما می پذیرم – با کمال افتخار و بر دل و دیده می نهم – و از محضرتان رخصت می طلبم که این سرمشق را سردست بگیرم و برای پویندگان مسیر ادبیات آئینی – بخصوص جوانترها – تفسیر و تبیین کنم: واقعیت این است که نقش من در تکوین این اثر فاخر و ماندگار، تنها بیان بلند یک آرزو بوده است. یا یک عرض تقاضای شاگردانه. از کسی که در هر عرصه ای ورود کرده، سربلند از آن بیرون آمده؛ از کسی که تحقیق و تتبع و تسلطش بر ادبیات کهن، کم نظیر است؛ از کسی که ادبیات امروز ایران و جهان را به خوبی می شناسد و به این هر دو با نگاهی از جنس اشراف و آگاهی می نگرد؛ از کسی که دقت وسواس آمیزش در متون تاریخی و مذهبی، آموختنی است؛ از کسی که ذوق و قریحه و ابداع و خلاقیتش در عرصه ادب و هنر، بخصوص طنز فاخر، ستودنی است؛ از کسی که دلش آسمانی است و پیمان و پیوندش با اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، جاودانی؛ از کسی که با شعر بی بدیلش در رثای حضرت ابوفاضل – با ردیف دست – غوغا کرده است. شعری که یک بیت آن، کفایت می کند برای این که دست های با کفایت عباس، قبیله ای را دستگیری کند؛ فرشته گفت: بینداز دست و دوست بگیر چنین معامله ای داده است کمتر دست چو دست برد به تیغ آسمانیان گفتند به ذوالفقار مگر برده است حیدر دست حکایت تو به ام البنین که خواهد گفت وزین حدیث چه حالی دهد به مادر دست به همدلی همه کس دست می دهد اول فدای همت مردی که داد آخر دست وقتی سراینده چنین شعری و نویسنده چنان کتابی، خود را «هیچ مدان» می شمارد، رمزی از رموز این وادی را بازمی گشاید که: با فروتنی است که جان به فراز می رود و با افتادگی است که فیض نازل می شود. که: با اظهار انکسار و تهیدستی است که باران عنایات ربانی بر سر و جان قلم باریدن می گیرد و به آن طراوت و حلاوت می بخشد. وقتی که خالق اثر شکوهمند «ماه به روایت آه» خود را علیرغم جایگاه رفیعش، نمی بیند و بها را به متقاضی تالیف این اثر – یکی از تشنگان آثار گرانقدرش – می دهد، قبل از هر چیز، تاثیر شخصیت نورانی اثر – یا قهرمان کتاب – بر خودش را به نمایش می گذارد و در کنار همه معلمی های دیگرش، ادب و تواضع و فروتنی را آموزش می دهد و خلق محمدی و خوی علوی را ترویج می کند. و... نهایتاً بر جایزه دعبل، که نماد هنر فاخر عاشورایی است، معنی تازه ای می افزاید و ارزش و اعتباری مضاعف می بخشد. حضرت استاد زرویی! ابوالفضل عزیز! اقامتت در ادبستان ماه بنی هاشم جاودان و ارتزاقت از خوان بی بدیل حضرتش مستدام. با ارادت و سپاس سید مهدی شجاعی
مرجع : مهر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما