تاریخ انتشار
يکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۸
۰
کد مطلب : ۲۶۱۷۲
گفت و گو با حجت الاسلام حاج شیخ احمد پناهیان

مدیر هیئت نباید اجازه بدهد مداح و منبری هر جور که میخواهد مستمع اش را بار بیاورد

مدیر هیئت نباید اجازه بدهد مداح و منبری هر جور که میخواهد مستمع اش را بار بیاورد
حجت الاسلام حاج شیخ احمد پناهیان، از جمله وعاظ نام آشنا، بخصوص در هیئات دانشجویی و دانش آموزی و هیئات رزمندگان کشور می باشد.

ایشان دارای سالها تجربه در هر سه حوزه: تأسیس هیئات مذهبی و مدیریت اجرایی آن؛ منبر و خطابه؛ و همچنین روضه خوانی و مداحی هستند.وی که اکنون ۴۴ سال دارد، مداحی را از سن ۸ سالگی و منبر را از ۱۸ سالگی شروع کرده است و البته بیش از آنکه خود را یک منبری بنامد، مفتخر است به روضه خوان بودن در آستان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام.

همچنین ایشان از ۱۳ سالگی در جبهه های جنوب و غرب کشور علاوه بر رسته های رزمی مثل تخریب، ادوات و تک تیرانداز، در این عرصه ها نیز فعال بوده و همرزمانش در قرارگاه صراط، جندالله بوکان و گردانهای حبیب و ابوذر و مالک هنوز صدای او را در خاطر دارند.


گفتگوی مان را اینگونه آغاز کردیم...
" آیا تمام هیئت ها بایستی انقلابی باشند ؟ " و اینکه چرا باید هیئات امام حسین علیه السلام انقلابی باشد ؟!

اجازه بدهید پیش از آن که به پاسخ شما برسیم نکته ای را در ارتباط با هیئت ها عرض کنم. برای اینکه بدانیم آیا تکلیف هیئت این است که انقلابی باشد یا نه؛ باید اول بدانیم خود هیئت چیست و فلسفه هیئت چیست؟

به این دلیل، که امروزه هیئات و مجالس ذکر ، تعاریف و کاربردهای مختلفی پیدا کرده است. برخی به دلیل تفرج معنوی هیئت می‌ روند به اصطلاح می‌ گویند " برویم به جلسه ای حال کنیم." یک حال معنوی! برکاتی که هیئت دارد را آرمان و هدف هیئت قلمداد می‌ کنند مثلاً:یکی از برکاتی که هیئت دارد این تعطف قلوب بین مومنین است.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: دل ها را به هم نزدیک می‌ کند. خیلیها هیئت می‌ روند به دلیل نزدیک شدن دل ها و رفاقت ها و دوستی های خوب مومنانه. حالا اگر از آسیب هایی که دارد نگوییم، یکی از برکات دیگری که هیئت دارد، پاکی و طهارت و سبک بال شدن و بخشیده شدن گناهان است.

روایات متعددی داریم که کسی که مجلس ذکر می‌ رود ملکی همراه او است و برای او استغفار می‌ کند. برخی نیز هیئت می‌ روند به این دلیل که پاک شوند در صورتی که این جزو برکات و محصولاتش است.

از برکات و محصولات هیئت یا عائدات ، آورد ها و محصولات هیئت این است که آدم معارف حقه را یاد می‌ گیرد و مقداری آگاهی اش بیشتر می‌ شود. برخی ها هم هیئت ها و توسلات را می‌ روند به خاطر این که همان بخش معرفتیشان پر شود.

این ها جزء برکات هیئت ها می‌ باشد. اما اینکه هیئت برای چه باید تشکیل شود چیز دیگری است.

شما زمانی که نماز می‌ خوانید، نماز شما را از فحشاء و منکر برحذر می‌ دارد. ولی نماز برای برحذر شدن از فحشا و منکر نیست. فرمودند:" و اقم صلاه لذکری" ذکر چیز دیگری است. برای یک امر بسیار بالاتر از ترک فحشاء و منکر نماز می‌ آید. هیئت هم همین طور است. من به دوستان خادم و ذاکر و مدیران هیئت ها در جلسات مختلفی که توفیق شد خدمتشان باشیم عرض کرده ام، " بیاییم به اصالت هیئت بازگردیم!"

هیئت از ابتدا چه ویژگی و چه رسالتی داشت؟ و بعد کم کم با گذشت زمان دستخوش چه جریانات خوب نه بد {برخی در این میان آسیب شناسی می‌ کنند. من به عنوان آفت نگاه نمی کنم به عنوان مواردی مباح نگاه می‌ کنم که ما را از مسیر اصلی هیئت دور می‌ کند.} اگر که ما قرار است دست آوردی از هیئت داشته باشیم این کف اش است. ما به پایین ترین و حداقل هیئت قانع شده ایم. البته این کمترین برای مقیاس جلسات و اجتماعات بیرون خودش بیشترین است.

برخی مقایسه می‌ کنند با جماعتی که اهل غفلت دارد مشخص است که این در قله است در مقایسه با آن ؛

وارث : بالاخره رسالت اصلی هیئت چیست؟

امام صادق علیه‌السلام در یک کلام تصریح می‌ کنند و می‌ فرمایند که:

یا ایها الذین امنوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا إِخْوَةً بَرَرَةً مُتَحَابِّينَ فِي اللَّهِ مُتَوَاصِلِينَ مُتَرَاحِمِينَ تَزَاوَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَذَاكَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْيُوه‏

" شما مانند برادر به یکدیگر نیکی کنید همدیگر را دوست داشته باشید یکی شوید و از یکدیگر رحمت ببینید به دیدار یکدیگر بروید."

ببینید " هیئت " شکل می‌ گیرد. سپس فرمودند: " در آنجا امر ما را دائماً تکرار کنید یعنی گفتمان سازی." امر ما یعنی چه؟ خیلی ها این طور فکر می‌ کنند که امر ما یعنی نام امام حسین (علیه‌السلام) و یا نام حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، نفرموده اند: احیوا ذکرنا " بلکه فرمودند:" تذاکروا امرنا" یعنی بیایید راجع به مدیریت ما و ولایت ما ، امامت ما و نقش امروز مادر زمان خودتان صحبت کنید و به مردم بفهمانید که حاکمیت امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) اکنون باید برقرار باشد و چرا اکنون برقرار نیست؟

چه کاری انجام دهیم که امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) اکنون در عالم حکومت کنند. بیایید راجع به این صحبت کنیم. بیایید راجع به امر ما در زمان خودتان بحث کنید. " تذاکروا امرنا" و پس از اینکه گفتگو کردید.

تذاکروا یعنی تقابل بر وزن تفاعل است، یعنی اینکه بگویید ، و همه شما این حرف را بزنید و گفتمان سازی کنید. همه راجع به این موضوع حرف بزنید که این موضوع حرف اول روز و جامعه بشود. ببینید یک وقتی است که ما از امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) حرف می‌ زنیم تنها دعا می‌ کنیم که امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) تشریف بیاور و" اللهم عجل لولیک الفرج " دعا است.

در دعا ندبه این الحسن و این الحسین را نمایان تر می‌ کنیم. امّا آن قسمت اش تکرار می‌ کنیم. سنتی نیز تکرار می‌ کنیم اما آن قسمت دعای ندبه که می‌ گوید: "اللّهُمَّ اَعِنَّا عَلی تَأدِیَةِ حُقوقِهِ اِلَیْه" من را ببر تا کاری انجام دهم تا او بیاید را نمایان تر نمی کنیم و از این می‌ گذریم. "این الطالب بدم المقتول بکربلا "یک موضوعه جریانیه زمان دار همیشگی است.

امروز چرا در دانشگاه تهران می‌ روند و دانشجوی علوم سیاسی به دکتر می‌ گوید که : آقا یعنی چه، عده ایی مطالبه خون شهدا می‌ کنند؟ شهدا برای خدا رفته اند و خالصانه جانشان را داده اند. دیگر مطالبه معنایی ندارد. چرا این را نمی گوید؟ به دلیل اینکه ما امروز مطالبه خون سیدالشهدا(علیه‌السلام) را امروز از غاصبین سیدالشهدا (علیه‌السلام) به طور جدی نداریم! بعد به ما می‌ گویند آقا هیئت سیاسی نشود. خب، به ما بفرمایید هیئت دینی یعنی چه؟!

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:" تذاکروا امرنا " دیگر راجع به ولایت ما در روز و زمان خود حرف بزنید و این را تبیین کنید. جمله بعدی امام صادق علیه‌السلام خیلی مهم تر است. اصلا هیئت فقط جای توسل نیست! توسل مقدمۀ اقدام است.

هیئت ها باید چیکار کنند؟ اصلا مگه باید کاری هم بکند؟ بله، امام صادق علیه‌السلام فرمودند: زمانی که جمع شدید و گفتمان سازی کردید، "تذاکرواوامرنا." و" احیوه" حالا امر ما را احیاء کنید.

ما در سال ۱۳۹۴ اگر بخواهیم امر اهل بیت(علیهم السلام) را احیاء کنیم باید چه کار کنیم؟ باید بروید با کسی که نمی گذارد امر اهل بیت (علیهم السلام) احیاء شود و درگیر شویم با کسی که نمی گذارد حکومت حقه برقرار باشد. انقلاب اسلامی از روز اول ادعایش چه بود؟ امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:" مردی از اهل قم می آید و قیام می کند ، مردم را به حق دعوت می کند." نفرمودند شاه زمان خود را سرنگون می کند. بلکه فرمودند: قیام حق می کند! قیام حق چیست؟ همان حرفی است که امام(ره) بیان کردند. فرمودند: انقلاب اسلامی نقطه آغاز حکومت اسلامی و پرچمداری مهدی فاطمه علیهما السلام است.

" یعنی این انقلاب اسلامی همان قیام امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف است منتهی مرحله اولیه اش است. اصلا انقلاب اسلامی مأموریت اساسی تمام هیئت ها در طول هزار و چهارصد سال بوده است.

قرار بوده هیئت این کار را انجام دهد و انجام هم داده است. در سال هزار و سیصد و چهل و دو هیئت های ما در قم و ورامین کفن پوشیدند و گفتند: یا مرگ یا خمینی. یعنی هیئت ها آمدند و انقلاب اسلامی را تشکیل دادند. امام فرمود :" پانزده خرداد نقطه عطف انقلاب اسلامی است ." ما که نمی توانیم بگوییم نیست! یعنی اگر ما هیئتی را همراه انقلاب اسلامی و همراه انقلاب اسلامی نداشته باشیم معتقد هستیم هیئت نیست.

مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی فرمودند: " ما هیئت سکولار نداریم. نه اینکه نباید هیئت ها سکولار باشد. " فرمودند هیئت سکولار نداریم." یعنی اگر هیئتی سکولار شد دیگر هیئت نیست.

وارث : یعنی ماهیت اصلی خودش را از دست داده است!

بله! ماهیت هیئت این است. اصلا شما برای چه برای امام حسین علیه السلام گریه می کنید؟ اگر برای امام حسین علیه السلام گریه می کنید که تنها عقده دلتان را باز کنید، ببخشید ، با آنهایی که پس از امام حسین علیه السلام برای امام حسین علیه السلام گریه کردند چه تفاوتی دارید؟ با آن کسانی که در کوفه برای امام حسین علیه السلام گریه کردند چه تفاوتی دارید؟ هیچ تفاوتی ندارید!

ما قرار است برای امام حسین علیه السلام گریه کنیم، بعد برویم تدارک کنیم خون امام حسین علیه السلام و هنوز خون امام حسین علیه السلام بر زمین است! امام حسین علیه السلام به امام سجاد علیه السلام فرمود: " لا یَسْکُنُ دَمی حَتّی یَبْعَثَ اللهُ الْمَهدیَّ(عج) فَیَقْتُلَ" این خون من از جوشش نمی افتد تا مهدی(عج) ما مبعوث شود و بعد به تقاص خون من هفتاد هزار منافق را به درک واصل کند ، نه فاسقین و فاجرین کافر بلکه فرمودند: منافق فاسد! منافق فاسد کیست؟

منافق یعنی کسانی که به اسم اسلام و اهل بیت علیهم السلام آمده اند امّا امر ما را اقامه نمی کنند. منافقین را امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به چه کسی گفت؟ به آنهایی که به اسم امام حسین علیه السلام و پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمدند اما به جای اینکه امر امام حسین علیه السلام را اقامه کنند رفتند و به حکومت یزید اعتماد کردند و حضرت (ع) فرمودند:

" وَ أَنْتُمْ ابْنَ حَرْبٍ وَ أَشْيَاعَهُ تَعْتَمِدُونَ وَ إِيَّانَا تُخَاذِلُون " "شما به یزیدبن معاویه اعتماد کردید. " یعنی تا منافقین گردنشان زده نشود،خون امام حسین علیه السلام تقاص پیدا نکرده است"

ببینم ، اگر هیئت نخواهد انتقام خون امام حسین علیه السلام را بگیرد می خواهد چه کار کند؟ می خواهد مانند یک پیر زن بنشیند و گریه کند و بعد بلند شود و برود؟ یا نه نگاه تاجرانه ای داشته باشد، بگوید من همان قدر که اشک برای امام حسین علیه السلام گناهانم به زمین ریخته می شود، همین قدر که حوائج ام را از هیئت ها می گیرم، همین قدر که از هیئت استفاده می کنم برایم کافی است.

این اوج نامردی است! البته خوب است، اما این حرف حداقل است.

زمانی که کاروان امام حسین علیه السلام به کوفه آمد، شخصی آمد و گفت یابن رسول الله ! من قرض دارم. امام سجاد علیه السلام پیراهن تنشان نیز کهنه و پاره پاره بود و تمام کاروانشان را نیز غارت کرده بودند. گفتند: من اکنون در این وضعیتم؟ بعد گفت: آقا من می دانم شما می توانید. آقا گفتند: خب باشد ، زمانی که کاروان ما رد شد و رفت. شما زیر پای مرکب ما را بکن ، درهم و دینارت را بردار و برو و قرض ات را بده.

برخی دوست دارند تا زمانی با امام حسین علیه السلام باشند که امام حسین علیه السلام گره هایشان را باز می کند. هیئت ها باید با این تفکر تاجرانه برخورد کنند. بله، ما در خانه اهل بیت علیهم السلام حاجاتمان را برطرف می کنیم ، امّا بنا اصلی این است که ما حاجات ائمه(علیهم السلام) را برآورده کنیم. قرار ما ، ائمه اطهار(علیهم السلام) را اجابت کنیم. حالا ائمه اطهار(علیهم السلام) بزرگواری می کنند و ما را اجابت می کنند.

الان برخی به مشهد می روند ، باز می گردند، از آنها پرسیده می شود شما مشهد رفتید اصلا وقت کردید راجع به مظلومیت و قتل و شهادت امام رضا علیه السلام فکر کنید؟ اصلا فکر کردید؟ یا در تمام طول زمان دائما به حاجات خودمان فکر کرده ایم؟ این اوج نامردی است!

امام رضا علیه السلام، حاجاتش را می دهد نه اینکه حاجات را ندهد. امّا وقتی امام رضا علیه السلام به شاعر (دعبل) می فرمایند : من یک شعر اضافه کنم. شاعر گفتند: آقا بفرمایید. ایشان می فرمایند: "وَ قَبْرٌ بِطُوسٍ يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍدر حالی که امام رضا علیه السلام هنوز شهید نشده اند. " اگر آمدید کنار قبر شهید طوس به مصیبت آن فکر کنید.

ما همه می گوییم، به مشهد می رویم ، شما ببینید مشهد چقدر کلمه زیبایی است. اصلاً دیگر بار معنایی ندارد. مشهد یعنی محل کشته شدن امام رضا علیه السلام ، قتلگاه امام رضا علیه السلام . ما می گوییم کربلا می سوزیم امّا مشهد نمی سوزیم ، در صورتی که مشهد یعنی همان کربلای امام رضا علیه السلام که البته هیئت های ما به سمتی می روند که دیگر از کربلا نسوزند با کربلا حال کنند. می گوید : عشق من این است که بین الحرمین را ببینم!

به یک هیئت در شهرستانی رفتم و پرسیدم اسم هیئتتان چیست؟ گفت: دیوانگان بین الحرمین ! گفتم "خیلی خوب است که آدم دیوانه اهل بیت علیهم السلام باشد ، امّا من نشنیده ام که کسی دیوانه خیابان شود"

گفتم شما دو حرم آنجا دارید حضرت ابالفضل العباس علیه السلام و امام حسین علیه السلام است. شما امام حسین علیه السلام و حضرت ابالفضل علیه السلام را رها کرده اید و به بلوارش چسبیده اید؟!

این کلمه بین الحرمین قشنگ است، برای هیئتی ها هم که بالاخره تداعی کننده کربلا است. اما این نشان دهنده این است که ما از محتوا و از اصل دور هستیم.

پس " هیئت " یعنی یک جبهه آماده و محیا برای اقدام تحت فرمان ولی در هر زمان، برای مقابله با جبهه استکبار و کفر، هیئت یعنی این و برای همین است که ما هیئت سکولار نداریم من اصلا معتقد نیستم که هیئت باید انقلابی باشد.

بنظر بنده هیئت یعنی انقلابی زندگی کردن، هیئتی بودن یعنی اینکه ، امروز اگر بیداری اسلامی شد ، اولین پرچمی که به حمایت از بیداری اسلامی مصر و لیبی و تونس و کشور های شاخ آفریقا و کشورهای دیگر مانند بحرین و قطیف و صنعا و یمن؛ اولین پرچمی که باید بلند شود و به حمایت فریاد بزند، هیئت ها هستند که متاسفانه در این زمینه هیئت های ما، بعد از پنج سال بیدار شده اند و امروز الحمدالله حرکت هایی می کنند.

وارث : اینجا به نظر میاد جای یک نفر به عنوان مدیر هیئت خالیه! کسی که بتواند این ها را مدیریت و راهبری کند ! نظرتون را در این مورد می خواستیم بدانیم؟

من اول از همه به وظیفه مدیر اشاره می کنم و سؤالات شما نیز صحیح بود. به جهت اینکه مدیر است که تصمیم می گیرد چطور سخنرانی را انتخاب کند و مدیر است که تصمیم می گیرد چه مداحی را بیاورد.

مدیر است که تصمیم می گیرد در این هیئت چه فضایی را بسازد و خود فضا سازی مهم است و فضایی که ساخته می شود در هیئت ها مهم است. مدیر است که تصمیم می گیرد.

من به عنوان یک خدمت گذاری که اکنون حدود ۲۶-۲۷ سال است، مدیر جرایی هیئت محبین اهل بیت(علیهم السلام) قم هستم. در کنار این که منبر هست ولی در یک فضایی مدیریت و خادمی می کنم، به این عنوان عرض می کنم که شما نقشتان را کم نگیرید! در اینکه هیئت جهادی و انقلابی درست کنید اصلی ترین نقش، نقش شما است اولا باید شما خیلی به خدای متعال نزدیک شوید و خیلی خالص شوید که خدای متعال از طریق شما و بازوی شما و فکر شما ، از طریق نگاه شما به هیئت برکت بدهد و این خیلی مهم است.

اول اتصال این مدیران با خدا است. خلوت هاشان اتصالات شان خود دریافت حقیقت معنای ولایت و رسالت ولی و امام اول از همه خود مدیر است که باید درک کند.

من مثال می زنم! کربلا تمام شد و کاروان به مدینه بازگشتند. چه کسی هیئت اباعبدالله(ع) را مدیریت می کرد. ( واقعا هیئت بودند و حضرت زینب سلام‌الله‌ علیها دسته عزاداری به راه انداختند و به در خانه حضرت ام البنین سلام‌الله‌ علیها رفتند ) چه کسی مدیریت می کرد؟ امام سجاد علیه السلام مدیریت می کرد. حضرت زینب(س) خطبه می خواند و حضرت فاطمه بنت الحسین سلام‌الله‌ علیها و حضرت سکینه بنت الحسین سلام‌الله‌ علیها ( به قول امروز ما ) مداحی می کردند و شعر می گفتند و روایتگری می کردند. حتی نوشته اند که امام سجاد علیه السلام غذا را می پخت که آنها درگیر قضایای عملیاتی نشوند و رسالتشان را انجام دهند.

پس مدیر هیئت اولاً باید دریافت اش یک دریافت کامل و دقیقی باشد آن هم تنها با اتصال به خدا صورت می گیرد. ((إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجعَل لَكُم فُرقانًا) کسی تشخیص اش درست است که خیلی مراقبت کند به آنچه خدا می خواهد عمل کند.

ثانیاً عناصری که در هیئت به کار می گیرد، از خالص ترین عناصر باشند نه فقط اگر یک توانمندی دارند و عملیاتی دارند با هر باور و قیمت و عقیده ای آنها را در هیئت به کار گیری کنند، نه اینها در هیئت بار دارند!

حضرت زینب سلام‌الله‌ علیها و امام سجاد علیه السلام از عناصر شایسته استفاده کردند.

ان شالله امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف می آیند، چه کسانی یار امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف هستند؟ همین طور دعوت می کنند و عمومی جمع می شوند؟ خداوند متعال می فرمایند: نه! کسانی اطراف امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف جمع می شوند که اولاً "وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ" "به ولایت من و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رسیده اند، به ولایت ائمه اطهار علیهم السلام هم رسیده اند. این ها لشگر غالب امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف می شوند.

اینکه مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی اخیرا فرمودند، " هیئت باید محل پرداختن به فضائل باشد" چون شما فضائل اهل بیت علیهم السلام را انتقال می دهید و از این بابت هیچ چیز دیگری با هیئت قابل مقایسه نیست و جایگاهش خیلی جایگاه رفیعی است. این را بدانید و مدیر باید به این متوجه باشد.

ما دو مطلب داریم که البته این ها از هم جدا نیست ، برخی تصورشان این است که سخنرانی ها شعور را درست می کند ، مداحی شور را درست می کند ! من کاملا با این حرف مخالف هستم، منبر هم شور و هم شعور را باید پوشش بدهد ،مداحی هم ، هم شور و هم شعور را باید پوشش دهد. منتهی در منبر آن بحث ها ی نظری و فکری اش قالب است. ولی حتما باید انگیزهای قلبی را ایجاد کنیم.

اصلاً شما به گذشته نگاه کنید ، اصل روضه را منبری می خواند و روضه و سوز و حال منبری بود که اجتماعی را جمع می کرد و مداح می آمد کار او را تکمیل می کرد مثل شیخ جعفر شوشتری رحمه الله تعالی بزرگان دیگری در این حوزه ، خود روضه؛ گذشته ما اصلاً این ائمه ما و خود امام سجاد علیه السلام روضه می خواندند.

این را هم عرض میکنیم به آقایان مداحان و مدیران، زمانی که سخنرانی را دعوت می کنند، به این برسند که من سخنرانم، نیاید بگوید من با دو تا سلام به ابا عبدالله(ع) مجلس را واگذار می کنم! بگوید من سخنرانی می آورم که خیلی روضه نخواند و مداح هم گفته اگر سخنرانت خیلی روضه بخواند من نیستم!

این را باید مدیر بشکند و بگوید اتفاقا من یک سخنرانی را دعوت کرده ام که مفصل روضه می خواند چون دستش به مقاتل باز تر است و می داند و درک اش از واقعه عاشورا خیلی عمیق تر است. بعد هم سخنرانی را باید دعوت کند که بتواند هم بخش معارف و هم بخش روضه را پوشش دهد.

در آخرین دیدار حضرت آقا با ذاکرین در سال گذشته، نکته ای فرمودند: که این نکته خیلی دقیق است. من ندیده ام بعد از صحبت آقا هیچ کس به این نکته اشاره کند! ایشان فرمودند: "باید روضه هم به روز خوانده شود." یک وقتی است که شما می گویید: اشعار را به روز بخوانید. اما روضه را چطور می توان به روز خواند؟ اکنون برخی از دوستان ما زمانی که روضه را انقلابی می خوانند کاملاً از فضای اهل بیت علیهم السلام خارج می شوند. فوقش گوشواره یاحسین مظلوم به آخرش اضافه می کنند،که نمی چسبد و نمی خواند! این ها باید با یک حلقه ای به هم بخورد.

من تقاضا می کنم شما روی این موضوع در حوزه رسانه کار کنید. مجموعه هایی که بحث مداحی را غنی سازی می کنند واقعا به این فکر کنند و جلسات کارشناسی بگذارند، که " روضه را به روز خواندن به چه معنا است ". مثلاً حضرت علی اکبر علیه السلام که امام حسین علیه السلام به ایشان فرمودند: منادی دنبال کاروان ندا داده که اجل منزل به منزل دنبال این کاروان می رود، امام حسین علیه السلام منقلب بودند و "انا لله و انا الیه راجعون" بر زبان جاری می کردند، حضرت علی اکبر علیه السلام یک جمله ای گفتند و عرض کردند: ألسنا على الحق؟ قال: " بلى ، والذي إليه مرجع العباد " قال : " يا أبت ، إذن لا نبالي نموت محقين " فقال له : " جزاك الله من ولد خير ما جزى ولدا عن والده " ما بر حق مگر نیستیم؟ امام حسین علیه السلام فرمودند: بله ، حضرت فرمودند: اگر ما بر حق هستیم پس بگذار عجل بیاید!

شهادت سعادت است ، مشخص است که همه تشنه اند. فرمودند: اگر ما در این مسیر بمیریم هم مسئله ای نیست، چون بر حق هستیم.

اصل این ماجرا روضه است، به داخل این روضه بروید. بعد امام حسین علیه السلام او را به آغوش می گیرد که امام حسین علیه السلام برترین جزای یک پدر نسبت به فرزندش را به تو عطا کند. در آغوشش می گیرد و قلب امام حسین علیه السلام را شاد می کند. قلب امام حسین علیه السلام را چطور شاد می کند؟ این طور شاد می کند که امام حسین علیه السلام می فرمایند: ما بر حق هستیم در همان جا می شود گریز زد. این روضه، روضه حضرت علی اکبر علیه السلام است و این قافله به مرگ دارد می رود و می شود اینجا گریز زد. امروز کسانی که در بحرین و عراق می جنگند ! رزمندگان ما چرا جانشان را در کف اسلام گذاشته اند و بی باک فداکاری می کنند؟همه شان می گویند :چون ما بر حق هستیم و چون بر حق هستیم و حق را پرچمی می دانند که روح الله(ره) بلند کرده است و حق را همان پرچمی می دانند که در انقلاب اسلامی بلند کرده است ، پس هر کس برای آرمان های انقلاب اسلامی کشته شود در راه حضرت علی اکبر علیه السلام کشته شده است. ببینید از وسط دل روضه، مطلب را آوردید ، این را حالا با آهنگ بگویید. چه اشکالی دارد؟

حضرت اباالفضل العباس علیه السلام در لحظه آخر ؛این روضه و مقتل است- به امام حسین علیه السلام عرض کرد که من سینه ام تنگی می کند. اجازه بده من به میدان بروم. چرا سینه حضرت اباالفضل العباس علیه السلام تنگی می کرد؟ چرا؟ خیلی مهم است! به خاطر اینکه دلش برای امیرالمومنین علی علیه السلام تنگ شده بود!؟ نه؛ خود حضرت اباالفضل العباس علیه السلام بعد ادامه می دهد و اینها در روضه و در مقتل است. عرض کرد که: فَقَالَ الْعَبَّاسُ: قَدْ ضَاقَ صَدْرِی وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَيَاةِ وَ أُرِيدُ أَنْ أَطْلُبَ ثَأْرِی مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِينَ. حضرت عباس عليه السلام گفت: سينه ‏ام تنگ شده و از زندگى خسته شده‏ ام. ميخواهم از اين گروه ستم كش خونخواهى كنم. من می خواهم از این منافقین انتقام بگیرم، ببینید، سینه ام تنگی می کند از شدت ظلمی که منافقین به اسلام می کنند! من دیگه تاب تحمل ندارم و می خواهم انتقام بگیرم. امام حسین علیه السلام به خاطر این اراده حضرت اباالفضل العباس علیه السلام به ایشان اجازه میدان داد نه به خاطر آب!

بعد امروز به ما می گویند شما نگاهتان به آمریکا نگاه انتقام جویانه نباشد! اصلا باید خصومت ها را برطرف کنیم! اصلا شما به آمریکا اعتناء نکنید، من اگر به آمریکا اعتناء نکنم یعنی پا گذاشته ام روی خون حضرت اباالفضل العباس علیه السلام! ببینید من از دل روضه این را درآوردم! این باید در اشعار ما آورده شود.

اکنون بالای نود درصد اشعار ما، اشعار معاشقه است. من چقدر ایشان را دوست دارم و نوکرم و میمیرم برایشان و فدایشان بشوم و بیشتر مناجات است.

وارث: افراط و تفریط است یعنی از یک طرف اینچنین و از طرف دیگر آنقدر ورود به قضیه های دیگر پیدا شده که یک سری ها را واقعا، زذه می کند و می گویند ، شما دیگه خیلی از امام حسین علیه السلام هم دور شده اید!

" روضه به روز " یعنی این که شما روضه را بخوانید، به قول حضرت امام(ره) روضه بخوانید زیاد هم روضه بخوانید! روضه بخوانید و از دل روضه حقائق را بیرون درآورید و حقائقی که امروز نیاز است، به عنوان مثال آنچه که موجب شد حضرت اباالفضل العباس علیه السلام زمانی که امان نامه آوردند پایشان نلغزد، ایمان ایشان بود. از این استفاده کنیم و ایمان مستمع مان را بالا ببریم در عوض اینکه تنها مستمع را تحریک کنیم به اینکه زیبایی جمال حضرت اباالفضل العباس علیه السلام را که تا کنون هیچکس ندیده است، چرا به آن بپر دازیم؟، "ماه بنی هاشم" امّا از او عبور کنیم. روی آن چیزی که نقطه مشترک است و می شود آن را زیاد کرد " ایمان حضرت عباس علیه السلام " می باشد.

در هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام، بیست و پنج سال است این را امتحان کرده ام! اشک را کم نمی کند. برخی می گویند اگر ما بخواهیم محتوایی روضه بخوانیم اشک را کم می کند که این اشتباه است.

مستمع را مداح و منبری بار می آورد ، مدیر هیئت نباید اجازه بدهد مداح و منبری هر جور که دوست داشت مستمع اش را بار بیاورد ، این مدیر نقشش خیلی مهم است. چرا مدیر هیئت اجازه می دهد یک مداح به خاطر اینکه مجلس اش از جهت سنفونی زیباتر بشود، چند لایه می کند مجلس را؟ تو اکنون اینگونه سینه بزن ، تو ضرب چهار بزن و تو این جوری میکروفن دوم را بگیر ، یک سنفونی اجرا می کند!چرا مدیر هیئت این اجازه را می دهد، تا با مجلس امام حسین علیه السلام بازی شود؟

وارث: در صورتی که مجلس مدیر داشته باشد اگر مدیر مجلس خود مداح باشد و مسئولیت با خود مداح یا سخنران باشد چطور؟

مسئول است! اینها که آمدند دارند شکل می گیرند! اگر من مدیر هیئت یا منبری و یا هر کس دیگری که دارد کار را اداره می کند، کاری کردم که جوانی که در هیئت من آمد نتوانست در خلوت خود روضه بخواند و گریه کند، چون آن جاذبه ها دیگر نیست و نتوانست پای یک منبری ساده ، کوچه محله ای که خانه به خانه می رود و روضه می خواند نتوانست گریه کند من به مستمع خیانت کرده ام! من به قلب مستمع ام خیانت کرده ام و او را طور دیگری تعریف کرده ام!

امام حسین علیه السلام را برای او طور دیگری تعریف کرده ام، این امام حسین علیه السلام را تنها با جاذبه گرفته است { نمی گویم جاذبه ها نباشد باید باشد ، منتهی جاذبه ها آنقدر پر رنگ نباشد که اصل ارتباط با امام حسین علیه السلام تحت الشعاع قرار بگیرد} بچه ها واقعا برای اشک و سوز به هیئت بروند ، بعد هم از هیئت بیرون آمدند نگویند : آخی یک سینه سیر زدیم تمام شد و رفت! زمانی که از هیئت بیرون آمد تازه بگوید من بروم و چه کار کنم؟ خالی نشود! تازه انرژی پیدا کند و کاری انجام دهد!

حضرت زینب کبری سلام‌الله‌ علیها از کربلا خارج شدند! می توانستند بگویند من دیگر با این افراد ارتباط ام را قطع می کنم. اینها حسین علیه السلام من را کشته اند! شما می بینید حضرت زینب کبری سلام‌الله‌ علیها بعد از کربلا انرژی شان برای مبارزه با طاغوت ده برابر شده است.

چرا می گویی ده برابر شده است؟! چون با امام حسین علیه السلام بود ، آنقدر که وقتی بی امام حسین علیه السلام می جنگید و خطبه می خواند، آنقدر نیاز به حضور و بروز پیدا نمی کرد ، چون امام حسین علیه السلام بود. بعدش نشان داد، حضرت زینبی که هیچ کس باور نمی کرد پس از امام حسین علیه السلام بتواند زندگی کند رو در روی یزید بگوید آن چه را که در خطبه اش فرموده است! لذا مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی در دو سال گذشته به فرماندهان بسیج فرمودند:" شما الگوتان حضرت زینب کبری سلام‌الله‌ علیها است؛ چه چیزی از حضرت زینب کبری(س)؟ ما مداحان و منبری ها حضرت زینب سلام‌الله‌ علیها را چگونه معرفی کرده ایم؟ فرمودند: صدق حضرت زینب کبری سلام‌الله‌ علیها ، یعنی کفر ستیزی حضرت زینب کبری سلام‌الله‌ علیها ، پشت نکردن به دشمن حضرت زینب کبری سلام‌الله‌ علیها ، صدق یعنی این ، عهدی که با خدا بسته است. حضرت زینب سلام الله علیها چه عهدی را بسته است؟ پشت به دشمن نکند!

پس مدیر نقش اول را دارد ، حالا یک وقت یک جایی مدیر تنها یک جوان مخلصی است ، آمده و دارد مدیریت می کند و کار دستش است. منبری می تواند مدیر را هم هدایت کند و اینجا کار منبری است که باید مدیر را کنار بکشد و توجیه اش کند و راه و چاه را برایش مشخص کند. مقصد این است! اگر قربه الی الله دارید خدمت می کنید!

شما زمانی مقرب به خدا می شوید که بتوانید مستمعین را با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نائب امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) امروز همراه کنید ، نه همدل ! اکنون برخی از آقایان مداحان که حرف های خیلی ناجوری هم پشت مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی می زدند و یا رفتار های ناشایستی هم داشتند، امروز می بینیم برای حضرت آقا شعر هم می خوانند و فکر می کنند ما مشکل مان این است که شما چرا اظهار ارادت به حضرت آقا نمی کنید. نه! ما مشکل مان این نیست! ما مسئله مان این است که شما باید همراهی با ولی بکنید نه همدلی؛ ما در زیارت عاشورا داریم: " أنْ یَجْعَلَنی مَعَكُمْ فی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ " در زیارت جامعه داریم:" و معکم معکم لامع غیرکم " در قرآن کریم داریم:" كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ" باائمه باشید. ما انتظار داریم مداح ما با امام باشد ، نه اینکه بگوید: به خاطر اینکه مجلس فاطمیه برگزار می کند، من قبولش دارم و باید به او احترام بگذاریم! چون سید است، من قبول اش دارم و احترام می گذارد! چون اهل گریه بر امام حسین علیه السلام هست من قبول اش دارم! یک جاهایی هم که حضرت آقا دارند کنترل می کنند، آنجا یا سکوت می کنند یا عملا مقابله می کنند. می گویند همیشه " شعبان یکبار هم رمضان " همیشه ما با شما هستیم، حالا یک بار هم اینجا دیگر خودمان هستیم! ما این حرف ها را گاهی اوقات از مداحانِ خوب هم می شنویم. این نشان دهنده این است که اینها نفهمیدند قصه اهل بیت علیهم السلام چیست و نفهمیدند ولایت فقیه، اینکه امام راحل(ره) فرمودند: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله است! این را نفهمیدند همان ولایت حسین ابن علی علیه السلام است! و فکر می کنند ولایت فقیه همان جایگاه سیاسی امروز است و هیچ ربطی به امام حسین علیه السلام ندارد. خوبانِ ما ، این را متوجه نشدند. خیلی متشکرم که برای حضرت آقا می خوانند و ما از آنها تشکر می کنیم اما برای ما مهم این است که شما همراهی کنید! مانند شهید مداح غلامعلی رجبی ؛ همراه بود و در جبهه جنگ بود.

مداحی که هشت سال دفاع مقدس جبهه را درک نکرده چطور می تواند از امام حسین علیه السلام بخواند، من نمی دانم! یا اگر در دوران دفاع مقدس تنها آمده و چند جلسه مداحی کرده و برگشته چطور می تواند از شهدا بخواند. من نمی دانم! مانند این می ماند که شما بگویید: " طرماح " تو چه می گوییتو که با امام حسین علیه‌السلام بودی چرا رفتی و برگشتی و دیر رسیدی؟ تو دیگر نباید درباره امام حسین علیه‌السلام حرف بزنی تو که با امام حسین علیه‌السلام بودی و رفتی و بازگشتی دیدی امام حسین علیه‌السلام کشته شده است، تو خجالت نمی کشی از امام حسین علیه‌السلام بخونی؟ تو که همراه نبودی ؟ ما " طرماح " نمی خواهیم امروز خیلی ها می‌ خواهند " طرماح " باشند. همراهی نکنند، اما دم بزنند و اشک بگیرند! " طرماح " نمی خواهیم. ما حضرت زینب سلام‌الله‌علیها می‌ خواهیم که اگر از مردم کوفه اشک می‌ گیرد با امام حسین علیه‌السلام همراهی کرده و تازیانه خورده و اسیری رفته است!

وارث: اگر اجازه بدید یک مقدار فضای بحث رو تغییر دهیم. ارزیابی شما را از وضعیت موجود هیئت ها چیست، حالا در حوزه های مختلف، چه از لحاظ انقلابی و چه از ابعاد دیگر؟

ببینید دریافت من این است، چون من در طول سال دائم جلسات و هیئت ها را می روم به عنوان یک ناظر عرض می کنم نه به عنوان یک کارشناس، به عنوان یک بیننده عرض می کنم، من کارشناس هیئت نیستم! و این قابلیت را ندارم که بخواهم نظریه ای داشته باشم اما به عنوان یک ناظر و ببیننده عرض می کنم. هیئت های ما اکنون خط مقدم مبارزه امروز اند، امروزه تمام مبارزه جبهه کفر با اصل محتوا و متن اسلام است. اصل محتوا و متن اسلام قدرت اسلام است و قدرت امامت و ولایت است، هیئت های ما امروز باید از قدرت امامت و ولایت دفاع کنند. اکنون یک نیابت از امام زمان(عج) دارد دنیا را اداره می کند و بیداری اسلامی اداره می کند. هیئت های ما باید بیایند و سنگری شوند در کنار نائب امام زمان (عج) که امام زمان (عج) نماینده امام حسین علیه السلام است ، حضرت مسلمِ امام حسین(علیه السلام) است و باید دفاع کنند، هیئت های ما باید این نقش را داشته باشند، اکنون هیئت های ما از این جهت که فضای معنوی اهل بیت علیهم السلام را در جامعه می پراکنند، از این جهت وجودشان خوب و مفید است. کمی تعدد و اختلاف نظرهای شخصی مسئولین و برخی از مداحان و مدیران، این " من و تویی" که همیشه بوده کمی آزار می دهد، اختلافات بین هیئت ها مقداری در برخی از شهرستان ها خیلی آزار می دهد و هیئت ها حاضر نیستند با هم کنار بیایند، یعنی هوا و هوس خیلی حاکم شده است و دیگر نمی دانند اصل اختلاف در هیئت ها یعنی مقابله با فرهنگ اهل بیت علیهم السلام یعنی تضاد. چون امام صادق علیه السلام فرمودند: هیئت تعطیف قلوب می کند ، یعنی اگر این هیئت موجب اختلاف با دو تا هیئت شود مشخص است اینجا تضاد و مقابله با هیئت است. همراهی با فرهنگ اهل بیت علیهم السلام نیست و یک خطراتی این چنین تهدید می کند، ولی اگر همین هیئت هایی که می باشد با همین حالاتی که می باشد ، سست شود این فرقه های کاذب و خیلی از فرقه هایی که اکنون دارند در کشور ما کار می کنند، به سرعت جوانان ما را می برند. لذا وجود همین هیئاتی که اکنون است وجود خیلی مغتنمی است اما باید عمق پیدا کند.

هیئت ها اکنون از حداقل نیرو خود که همان عواطف و احساسات است استفاده می کنند، اگر عمق پیدا کند، خوانندگی و مداحی ما عمق پیدا کند.

ببینید ما تا می گوییم مداحی عمق پیدا کند، به این هم نیست که تنها برویم نزد پیشکسوت های بزرگوارمان و پیشکسوت های بزرگوارمان هم بفرمایند ادب را شما رعایت کنید ، ما فقط مشکل مان در رعایت نکردن ادب مداحان نیست من خیلی از همایش ها شرکت می کنم بزرگتر های ما بیشترین تذکری که می دهند در حوزه ادب است ، که البته این هم یک آسیب جدی است و ما اکنون مجبوریم به خیلی ها بگوییم آقا شما - چون من خودم مداح هستم می گویم- استفاده از مداح کنید امّا دورادور نزدیک نشوید چون اگر نزدیک شوید چیز هایی می بینید، آنهایی که می بینید باعث می شود که نگاه شما بعضا نسبت به امام حسین علیه السلام عوض شود. البته بعضاً! خیلی نزدیک نشوید و از دور استفاده تان را کنید و سرتان را پایین بیاندازید و بروید خب این می باشد.

یا گاهی اوقات آدم می بیند در برخی از برنامه ها حتی بی ادبی و جسارت ، در خود هیئت خیلی روشن است اما مشکل ما تنها این نیست که ارتباط ما با پیشکسوتان قطع شده ، مشکل ما این جا است که مداحان ما و حتی برخی از منبری های ما دارند مستمعین ما را به حداقل ها قانع می کنند یعنی کار عمق ندارد اگر جلسات ما به عمق اش نرسد اتفاقی که باید بیافتد و به وسیله اهل بیت علیهم السلام این مستمعین به خدا نزدیک شوند اتفاق نخواهد افتاد.

مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی چند وقت پیش فرمودند: مداح باید ایمان را تعمیق کند! یک مداح سوال نکرد و در این کشور یک جا بحث نشد، من دارم در جمع های مختلف مداحان کشور اخبار را دنبال می کنم یک جا راجع به این بحث نشد! " آقا من به عنوان مداح چگونه ایمان را تعمیق کنم؟ " خب این را کارشناسی کنم، اکنون تکلیف من است، خب چگونه این کار را بکنم؟ مجموعه های بزرگ باید میدان داری کنند و کلاس های آموزشی و نشست های تخصصی و کمیته های تخصصیرا تشکیل دهند. دشمنان ما برای مبارزه با جمهوری اسلامی واحد درسی می گذارند! در دانشگاه آریزونای آمریکا و دکترین شان نابودی جمهوری اسلامی است و زمانی به کسی دکتری می دهند که پایان نامه جمهوری اسلامی داشته باشد. آن وقت زمانی که ما می خواهیم برای اصلی ترین مأموریت مان در هیئت یعنی تعمیق باور ایمانی و اعتقادی دردل جوانان می خواهیم حرف بزنیم حتی یک دوره آموزشی نداشته باشیم؟!

مجموعه هایی مثل قرارگاه خاتم، که یک تعدادی از هیئت ها را سازماندهی می کند و هیئات دانشجویی ما که یک لژنه هایی دارند برای آموزش، سازمان تبلیغات ، مجمع ذاکرین ها ، جامعه مداح ها ، بسیج مداحان و هیئات رزمندگان است، اکنون مجموعه های مختلفی تربیت آموزش سخنران ها و مادحین کشور را سکان داری می کنند، واقعا نیاز به این است که تمام مجموعه ها به قول مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی فرمودند: "در کار فرهنگی باید جبهه ای عمل کرد" ما یک ستاد فرمانده ای کل می خواهیم برای هیئت که این را نداریم.

ستاد فرماندهی کل یعنی باید این گردان ها و گروهان ها و این مجموعه ها همگی بیایند و تحت فرماندهی یک فکر و آن هم مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی، چرا که ایشان هم هیئت را می شناسند و هم منبر را می شناسند، هم روضه را می شناسند و هم شعر و ادب و هنر را می شناسند.

یادم است یک بار ایشان به قاریان قرآن می فرمودند: شما برای اینکه قرآن خواندن تان تاثیر بگذارد مانند مداحان آن اصول مداحی را در قرائت تان رعایت کنید که با تمام وجودشان زمانی که می خواهند معنی یک کلمه را جا بیاندازند چگونه از آهنگ استفاده می کنند.

این نشان می دهد مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی فهمیده است که در اوج چه می کند. ضمن این که ایشان رهبر جامعه هستند و این هایی که در جلسات ایشان می نشینند رعیت این مولی هستند و ما حق نداریم رهبری کنیم من گاهی اوقات می بینم برخی از مداحان و برخی از منبری ها رهبری می کنند! آقا باید چنین کنیم . بایدها را تو نباید بگویی! مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی باید بگوید اکنون وضعیت ما این چنین است که ما آن ستاد فرماندهی کل را کم داریم، این یک جبهه است و واقعا هیئات مذهبی یک جریان مبارزه است. نشانه اش هم اینکه " جفری هالدرسون " یک متفکر آمریکایی، سال ۸۹ گفت: " اکنون اگر شما بخواهید جمهوری اسلامی را زمین بزنید، تنها راهش این است که مردم را بر علیه جمهوری اسلامی بشورانید. گفت مردم را چطور بشورانید! آمد و نسخه هیئتی داد و گفت " یک کاری کنید مردم جمهوری اسلامی را یزید ببینند، برای اینکه مردم جمهوری اسلامی را یزید ببینند بیایید و آن را با حکومت امویان مقایسه کنید" (اکنون مقاله اش بروی سایت ها است )

بعد مسئله دیگری مطرح کرده است " اگر اکنون می خواهید کربلایی را به پا کنید ( چرا که مردم ایران کربلایی عمل می کنند ) خب یک امام حسین علیه السلام می خواهد حتی مدل امام حسین علیه السلام هم می دهد! امام حسین شان را هم " فلان مرجع " کنید، به اینها شبکه بدهید و کنگره بیاید و دفاع کند! شبکه های ماهواره ای بدهید و آنها را تقویت کنید! سال ۸۹ پیشنهاد می کند! اینها دیدند اگر بخواهند جمهوری اسلامی را زمین بزنند با هیئت می توانند زمین بزنند!

ما اکنون جمهوری اسلامی را باید با هیئت بلند کنیم چون آنها فهمیده اند جمهوری اسلامی را هیئت بلند کرد و پانزده خرداد کار هیئت امام حسین علیه السلام تشکیل داد و جنگ را هیئت اداره کرد.

من ۱۲ ، ۱۳ ساله بودم جنگ رفتم و ۱۸ ساله بودم بازگشتم. من و حاج علی قربانی در گردان حبیب می خواندیم. آقای حاج محمدرضا { طاهری } می آمد در گردان ما، یکی از این بچه هایی بودند که زیارت عاشورای چادرهای ما را می خواندند، یا دوستان دیگری که جبهه می آمدند، خود آقا سعید { حدادیان } حالا برخی از دوستان دیگر بودند که تنها سر می زدند. این ها رزمنده جبهه بودند!

ما اگر هیئت امام حسین علیه السلام نبود در هیچ عملیاتی نمی توانستیم موفق شویم، صبح زیارت عاشورا می خواندیم، گریه می کردیم و سینه می زدیم. ظهر پس از نماز، اخوی ما (شیخ علیرضا پناهیان) که امام جماعت گردان حبیب بود، در کرخه صحبت می کردند و روضه می خواند و دوباره غروب من نوار و مناجات می گذاشتم و شب عزاداری و توسل در نماز خانه! هر روز نه در ماه محرم و صفر، بچه ها که می رفتند در چادرها جلسات توسل بود و اصلا روحیه ای که بچه ها می گرفتند از مجالس ذکر بود.

انقلاب ما با هیئت ها شکل گرفت و پیروز شد و با هیئت ها و توسل جنگ اداره شد. امروز هم باید با هیئت ها این چنین شود!

این فاجعه است که یک عده بتوانند به جوانان ما بگویند؛ هیئت را باید از سیاست جدا کرد؛ امروز باید این بخش تعمیق شود و آن ستاد کل فرماندهی تشکیل شود تا هر کس در این میدان راه نیافتد به سلیقه و ذوق خودش هر چیزی را تغییر دهد.

وارث: پیشنهاد شما برای تشکیل این جبهه مشترک چیست؟ یک موقع است یکی می گوید اگر که یک سازمان و یک جریان و ارگانی بخواهد بیاد و این را تشکیل بدهد، فضا کار دولتی و سازمانی می شود از دستگاه امام حسین علیه السلام به دور است. آیا به نظر شما خود هیئتی ها می توانند یک مجموعه ای را تشکیل بدهند؟ می تواند بیاید و همه این ها را یک جا جمع کند؟

ببینید این مجموعه ها همه عِرق مذهبی و معنوی دارند. ببینید الان هیئت رزمندگان اسلام به نظر من به خاطر انتصاب اش به رزمندگان اسلام و حکومتی نبودن، یک روندی را اخیرا این عزیزان پیش گرفته اند که ما در بحث نوجوانان و جوانان عاشورایی یک نوعی همکاری هم با این دوستان داریم، اکنون دارد به این سمت می رود که این وابستگی به سپاه هم، قطع شود و مستقلاً " هیئت " باشد و تنها به فرهنگ جبهه و جنگ و جهاد و شهادت متصل بشود.

هیئت رزمندگان می تواند این کار را بکند ، چرا که اعتبار ملی و معنوی دارد و مورد اعتماد ولی فقیه هم می باشد و می تواند بیاید این کار را انجام بدهد به شرطی که مجموعه های دیگر به قول معروف نگاه صنفی نکنند! اینگونه باشد که خودشان دارند اداره می کنند.

بنیاد خاتم الاوصیاء هم فعالیت دارد، اما آن سابقه و کسوت هیئت رزمندگان اسلام را ندارد و اخیراً فعال شده است. آنها بیایند و این را بپذیرند و یا مجموعه هیئات مذهبی که در سازمان تبلیغات است و به طور سازمانی نمی تواند این بار عظیم را بردارد، بیاید تحت این لوا قرار بگیرد، یعنی مجموعه شکل بگیرد اعم از مجموعه های تشکیلاتی و حکومتی و خود جوش. نگاه کنیم و ببینیم چه کسی در این عرصه فعال تر است واین هایی که فعال تر هستند بیایند و یک مجموعه ای را تشکیل بدهند و یک سازمانی را شکل بدهند و این مجموعه ها بشوند ستاد کل و سمت و جهت را مانند مجموعه های دیگر نگیرند که حالا این جامعه هدف ما چه می گوید ما همین را انجام بدهیم، نه! بیایند و خط مشی و نقشه راه را از مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی بگیرند و یک عده ای کارشناسان آن را مهندسی کنند و تبدیل به ضابطه و برنامه کنند بعد هم همه موظف باشند آن را رعایت کنند.

مردم ما مردم مخلصی هستند که اگر از یک جا نوای حق بشنوند که مخلصانه باشد پیروی می کنند. این طوری هم نیست که منیت ها همه جا حرف اول را بزند. این سازمان تشکیل بشود، این ستاد کل فرماندهی فکری تشکیل بشود و بعد در آن جا تعریف بشود ، منبر هیئت یعنی چه؟ محتوا یعنی چه؟مداحی یعنی چه؟ و در آنجا تبیین بشود و مداحی تعریف شود، دوستان جوانمان که اکنون می آیند صرفاً با چهار تا دستگاه موسیقی که یاد بگیرند، که اکنون هم دیگر خیلی خارج از دستگاه های خودمان دیده می شود، متاسفانه فقط همین را یاد می گیرد و کپی می کند و بعد یک شکاف عمیقی ایجاد شده بین نسل قبل امام حسینی های ما و نسل امروز امام حسینی های ما! این خطر است و ما نباید بگوییم آقا آنها خودشان را هماهنگ کنند اینها جوان هستند و اقتضای دیگری دارند، نه! این خطر است!

می بینم خیلی از جاها منبر که تمام می شود مردهای مسن تر بلند می شوند و می روند، دو هزار نفر جمعیت نشسته است برای عزاداری تبدیل می شود به پنجاه نفر، صد نفر، دویست نفر این یعنی آسیب و این یعنی مشکل که باید حل شود. ما باید مجلس را طوری هدایت کنیم که از ابتدا تا انتها، هر دو هزار نفر را بتوانیم نگه داریم، نه اینکه آن شخصی که آمده پای مداحی و پای منبر همه حواسش به این باشد که این سخنرانی کی تمام می شود!

من فکر می کنم این ستاد باید تشکیل بشود تا همه ما به یک وحدت کلمه برسیم بعد یک جایی داشته باشیم تا حرف هایمان را با هم بزنیم. اکنون طیف مدیران هیئت رزمندگان در حلقه خودشان حرف هایشان را با هم می زنند، طیف قرارگاهی ها، هیئت ها و مجموعه های خود جوش؛ اینها حرف هایشان را با هم حتی نمی زنند! یعنی ما هیچ جلسات مشترکی بین تمام این ها نداریم. این را باید بزرگان این مجموعه ها بنشینند و این شدنی است. بنشینند و به یک اتفاقی برسند. امیدواریم که ان شالله به این ضرورت برسند و این کار را انجام دهند.
مرجع : وارث
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما